عزت الله مولايى نيا همدانى

158

نسخ در قرآن ( فارسى )

تفاوت دارند : 1 - ناسخ و منسوخ در وقت و آمد . 2 - ناسخ و منسوخ در فعل مأمور به . « بداء » و قدرت خداوند عالم در انديشهء يهود پيش از طرح ديدگاه يهوديان در مورد « بداء » و قدرت مطلقهء آفريدگار عالم ، لازم است دو مسأله را به صورت بسيار گذرا ، مطرح كنيم ، آنگاه نظريهء يهود را طرح نموده و سپس آن را به نقد بكشيم . 1 - بديهى است كه تمامى نظام هستى ، در تحت سلطه و در قلمرو و قدرت لايزال پروردگار عالميان بوده و پيدايش و يا نابودى هر پديده‌اى ، وابسته و منوط به مشيّت و ارادهء او مىباشد ، اگر او اراده نمايد ، چيزى را مىآفريند و اگر ارادهء او تعلق نگيرد ، چيزى تحقق نمىيابد و يا اگر بخواهد همهء عالم را نابود نمايد باز توان آن را دارد كه أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ « 1 » . 2 - علم و دانش خداوند دانا ، از روز نخست به تمامى اشياء و پديده‌ها و هستى ، تعلق يافته و همهء جهان هستى در علم ازلى خداوندى ، مشخص و معين بوده و اين دانش بىپايان ازلى ، گاهى به « تقدير » و گاهى به « قضا » تعبير مىگردد . و باز بديهى است كه ميان علم ازلى مطلق و قدرت ازلى مطلق ، هيچ تنش و اصطكاكى متصور نيست ، يعنى علم ازلى بر هستى و اندازه‌گيرى و تعيين حدود همهء ذرّات هستى ، مانع از اعمال قدرت خداوند عالم در آن و « ايجاد و ابداء » در امور تكوين نيست ؛ چرا كه خلقت و آفرينش هر چيزى ، وابسته به مشيّت و ارادهء خداست كه آن را گاهى « اراده » و گاهى نيز « اختيار » مىنامند و تمامى هستى ، همانطورى كه در

--> ( 1 ) ( بقره : 106 ) اين مضمون در صورتهاى گوناگون ، در حدود 45 نوبت در قرآن كريم تكرار شده و مىرساند كه خداوند قادر مطلق است و آنچه در هستى گنجيده ، با تمام ابعادش در دست قدرست اوست ، إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ، ( يس ، 82 ) ، « همانا تنها ، امر اوست كه در هر زمان چيزى را اراده نمايد ، بدان مىگويد باش پس مىباشد » .